هميشه دنبال يه چيزي بودم يه راه يه نگاه يا شايد هم يه روزنه روزنه اي به سوي تاريكي من هميشه در اين پندارم كه شايد زندگي اصلا وجود ندارد و من هم در عالمي هستم كه نميتوان اسم زندگي بر ان گذاشت هميشه از خورشيد منتفر بودم هميشه از اين كه چرا خورشيد باز بايد طلوع كند چرا اسم اين كلمه رو بر روي ان گذاشتن من منگم و مبهوت از اين پندارم كه چرا بايد زيست و چرا بايد زندگي كرد

چشمانم را بسته بودم گوش هايم را تيز كرده بودم و به صدا هاي اطراف گوش ميكردم صداي قدم هايي مي آمد داشتم مي شنيدم اري تو با گام هايي محكم به دنبال من مي آمدي ولي صدا كم و كم تر مي شود نميتوانستم صدا را به خوبي بشنوم چند بار گوشهاي خودرا گرفتم و دوباره رها كردم ولي فايده اي نداشت ميخواستم امدنت را درك كنم نفسم را در سينه حبس كردم
كاش بتوني بفهمي كه چقدر دوستت دارم تو كه ميگويي دوست داشتن دروغه
مينويسم براي تو براي شبهاي تنهايي تو براي ارامش تو اي زيبا ترين عشق من
عاشقت مي مانم
نوشته شده توسط دنیا در دوشنبه 15 بهمن1386 ساعت 0:23 موضوع | لینک ثابت
حرف های من

سیب سرخ حوا یعنی :تولد.زندگی.راستی.محبت.عشق.وفا.
جدایی.......و مرگ
و من عاشق همه ی اینها هستم و منتظر هم میونم
من دنیا هستم 20سال دارم همیشه در هر حالی تنها هستم. عاشقم ولی عاشق اونی که خودم هم خوب نمی شناسم
من عاشقی بودم که برایم اهمیت نداشت چه کس مرا دیوانه بخواند
و حال دیوانه ای هستم که برایم اهمیتی ندارد که چه کس مرا عاشق بداند
فهرست اصلی
دوستان
یاران با وفا
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY