وقتی که کلام عشق را آوردی من به تو خندیدم و عشق را ناشناس خواندم ولی تو به من فهماندی که عشق بزرگترین راز زندگیه رازی که اگر آن را بفهمی در گودال عشق خواهی افتاد و دیگر راهی برای بیرون آمدن نداری نمی توانی عشق را فراموش کنی وقتی خود را داخل گودال دیدم که تمام روحم را به تو داده بودم در جسمم چیزی به نام روح وجود نداشت زنده ای بودم ولی هیچ نمی فهمیدم فقط می دانستم چشمانی مرا به دنبال خود می کشد چشمانی که وقتی که به آن خیره می شدم برقی در آن میدیدم که روحی دوباره در بدنم احساس میکردم من عشق را با تو بودن شناختم و در چشمانی که تا به حال ندیدم. من عشق را در لبخند زیبای تو دیدم، که وقتی تو خندیدی زندگی جریان پیدا کرد بمان ای عشق من بمان برای همیشه برای من....!

شکسته ام چو تارغم، چه کرده ای تو با دلم
صدای خسته ی مرا نمی دهی دگر جواب
دوچشم من نمی رود بدون تو دگر بخواب
به هر دری که میروم تو را نظاره میکنم
تمام شعرهای من به پای یک نگاه تو
گر از توام جدا کنند، فنا شوم به راه تو
نوشته شده توسط دنیا در پنجشنبه 12 مهر1386 ساعت 23:9 موضوع | لینک ثابت
حرف های من

سیب سرخ حوا یعنی :تولد.زندگی.راستی.محبت.عشق.وفا.
جدایی.......و مرگ
و من عاشق همه ی اینها هستم و منتظر هم میونم
من دنیا هستم 20سال دارم همیشه در هر حالی تنها هستم. عاشقم ولی عاشق اونی که خودم هم خوب نمی شناسم
من عاشقی بودم که برایم اهمیت نداشت چه کس مرا دیوانه بخواند
و حال دیوانه ای هستم که برایم اهمیتی ندارد که چه کس مرا عاشق بداند
فهرست اصلی
دوستان
یاران با وفا
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY