تبليغاتX
سیب سرخ حوّا

سیب سرخ حوّا

وجود.........تو به نام انکه دوستی رو در یک لبخند و جدایی رو در قطره اشکی آفرید

غم

تو 


 

نوشته شده توسط دنیا در یکشنبه 29 بهمن1385 ساعت 22:59 موضوع | لینک ثابت


لالایی برای خواب قشنگ تو

 

لالا لالا نخواب که وقت خــواب نیست

دیگه عاشق تو هیچ جمعی حساب نیس

دیــگه  پـــنج شــنبه محـــض فال حافظ

دیـــدم دســـت کــسی اصلا کـتاب نیس

لالا لالا نـــخواب تــــو دنـــیا جـــــنگه

تـــو اســـباب بـــازیا ســـر ور تفنـــگه

پـــــای اســــب مــــراد رویــا ها مون

شــکسته مــال چـــوبه ، مــال ســـنگه

لالا لالا نـــخواب عــــــاشقا رو کشـتن

چـــــقد ســـنگای بــی رحــمی درشـتن

تـــــمام یــــــارای نـــــزدیک دیــــروز

هــــمه رفـــتن مــارو تـــنها گــــذاشتن

لالا لالا بــــــخواب بــــیدار نـــــباشی

نــــبینی دنــــیا مـــونو خــــوار نباشی


 

نوشته شده توسط دنیا در یکشنبه 29 بهمن1385 ساعت 22:42 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دنیا در شنبه 28 بهمن1385 ساعت 22:10 موضوع | لینک ثابت


به دست اوردن قلب راحته نگه داشتنه که سختش می کنه

 

نه تو را دوست ندارم ، اما هنگامی که نیستی غمگینم .

 

 به آسمان بالای سرت و به ستاره هایی که تو را میبینند حسادت میکنم .

 

 نه تو را دوست ندارم ،اما نمیدانم چرا آنچه می کنم براییم اثتثنایی است و بارها از خودم پرسیدم

 

 ،چرا آن هایی که دوستشان دارم شبیه تو نیستند.

 

نه تو را دوست ندارم،اما چشمای گویایت با آن رنگ عمیق و درخشان بیش از هر نگاه دیگری

 

 بین من و آسمون آبی قرار می گیرد .

 

آه......

 

می دانم که دوستت ندارم اما دیگر باور ندارند .

 

 چرا که آشکارا میبیند نگاهم به دنبال توست


 

نوشته شده توسط دنیا در شنبه 28 بهمن1385 ساعت 22:9 موضوع | لینک ثابت


بودنت را دوست دارم

 

در مقابل هجوم بی کرانه ی درد زانو زده بود

 

و نگاهش به تو بود

 

و تو را از درون فریاد می زد

 

آه....

 

ای خدای من وجودم را دگر آغاز کن

 

تا بتوانم در

 

برابر خشم زمین ایستادگی کنم


 

نوشته شده توسط دنیا در پنجشنبه 26 بهمن1385 ساعت 14:46 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دنیا در پنجشنبه 26 بهمن1385 ساعت 14:45 موضوع | لینک ثابت


عشق


 

نوشته شده توسط دنیا در دوشنبه 23 بهمن1385 ساعت 9:8 موضوع | لینک ثابت


آشنایی

 

در آشنایی امروز برایت می نویسم تا در جدایی فردا بیادم باشی .

 

آشنایی یک حادثه است یک فاجعه در دهکده ای به نام دوستی .

 

رشته کوه یست به نام صفا ،میان این رشته کوه رود خانه ای است به

 

نام وفا ، میان این رود خانه به ابگیری منته ی می شود به نام ...

 

وداع

 


 

نوشته شده توسط دنیا در دوشنبه 23 بهمن1385 ساعت 8:34 موضوع | لینک ثابت


تنهایی


 

نوشته شده توسط دنیا در یکشنبه 22 بهمن1385 ساعت 23:1 موضوع | لینک ثابت


با تو

 

با تو دل بستم

 با تو خندیدم

با تو عاشق شودم

 با تو جدایی رو شناختم

ولی بی تو گریستم


 

نوشته شده توسط دنیا در یکشنبه 22 بهمن1385 ساعت 0:20 موضوع | لینک ثابت


باران

دل من می سوزد

 که قناری ها راپر بستند

 که پر پاک پرستو ها را بشکستند

                          و کبوتر ها را

اه کبوتر ها را .........

دل من در دل شب

 خواب پروانه شودن می بیند

 مهر در صبحدما داس بدست

                                 خرمن خواب مرا می چیند

شیشه ی پنجره را باران شست!

                             از دل من اما

چه گسی نقش تورا خواهد شست؟

آسمان سُر بی رنگ........

 من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ

 میپرد مرغ نگاهم تا دور

وای ، باران ،

باران،

پرمرغان نگاهم را شکست


 

نوشته شده توسط دنیا در شنبه 21 بهمن1385 ساعت 23:57 موضوع | لینک ثابت